حسين قرچانلو

364

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

مشرق ربضى ( حومه‌اى ) دارد كه در آن سه گرمابه و مسجد جامعى بر كنار دريا و در سمت قبله دارد كه به بحر بسول معروف است . اين مسجد پنج شبستان دارد و در حياط آن دو سقّاخانه ( خمرهء بزرگ آب ) دارد . در دامنهء كوه ( مشرف به شهر ) سبته آرامگاهى است و آرامگاه ديگرى در داخل شهر و بر كنار دريايى از ريگها واقع است . مردم شهر سبته عرب و بربرند . عربهاى آن به قبيلهء صدف منسوبند و بربرهاى آن از ناحيهء اصيله و بصرهء مغربند سبته پيوسته دار العلم بوده است . در مشرق سبته كوه بلندى است كه محمد بن ابى عامر در دامنهء آن شروع به بناى ديوارى كرد كه ناتمام ماند . اين كوه بر ربضى ( حومه‌اى ) كه ياد شد ، سايه انداخته است . در آن ربض ، گرمابه‌هايى است كه ميان آنها درختان انگور وجود دارد و در داخل شهر سبته دار الاماره واقع است . درازاى شهر از ديوار غربى شهر ، از آنجا كه داخل شهر مىشوند تا آن قسمت باريك شهر ، پنج ميل است . در سمت غربى شهر ديوارى است كه نه برج دارد و دروازه شهر در برج ميانى قرار دارد و در جلو ديوار شهر ، بارو ( يا ديوار ) باريك ديگرى نيز وجود دارد كه مردان ( يا سربازان ) در پشت آن پنهان مىشوند و متصل به اين ديوار ( باريك ) خندق عميق و وسيعى است كه بر روى آن پلى از چوب بسته‌اند . در جلو اين پل بوستانها و چاههاى آب و آرامگاهى قرار دارد . ديوار سمت قبلهء شهر با آجرهاى خوب و زيبايى ساخته شده و ديوار شرقى و داخل شهر از امنيّتى برخوردار است . شهر دروازهء دومى دارد كه مجاور يكى از برجهاى داخلى است كه به برج سابق معروف است و از آن دروازه به دار الاماره وارد مىشوند . وسعت شهر از ديوار غربى تا ديوار شرقى 2500 ذراع است و وسعت ربض متصل به ديوار غربى شهر 7400 ذراع است . سبته شهرى قديمى است كه ساكنان اوليهء آن ، آثارى از كنيسه‌ها و گرمابه‌ها و مجارى آب و نهرها در آن باقى گذاشته‌اند . در ساحل دريا در سمت قبله ، در كنار آب كنيسه‌اى بوده ، كه امروز ( زمان بكرى ) مسجد جامع است و مالك آن إليان « يوليان » بوده و او همان كسى است كه طارق بن زياد و يارانش را از تنگه به اندلس عبور داد . « 1 » در 448 ق / 1056 - 1057 م ، يوسف بن تاشفين

--> ( 1 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 102 - 104 و البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 202 .